| وزن | 420 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان اجتماعی |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1402 |
| تعداد صفحه |
376 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
با قدم هایی آهسته به سمت در خروجی به راه افتاد در کمال حیرت دل کندن از آنجا برایش خیلی سخت بود اما باید می رفت و زندگی جدیدی را آغاز می کرد به خارج از زندان پا میگذاشت و در بزرگ زندان پشت سرش بسته می شد لحظه ای آنجا ایستاد و به آن در بزرگ طوسی رنگ خیره شد. لحظاتی تمام گذشته جلو چشمانش جان گرفت لحظه ای که در بیمارستان به او گفتند اصغری مرده و دیگر نمی شود برایش کاری کرد لحظه ای که در اوج ناباوری به او گفتند قاتل است و به زندان فرستاده شد. لحظه ای که با فشار روحی غیر قابل وصفی پای چوبه دار رفت و گمان کرد آنجا آخر خط زندگی است اما به طرز معجزه آسایی از پای چوبه دار باز به زندان بازگشت زندانی که در نقش قاتلی خطر ناک به آن پا گذاشته بود و بعد از گذشت این همه سال به عنوان پزشکی تحصیل کرده داشت از آن بیرون می آمد باور این سرنوشت عجیب برای خودش هم دشوار بود.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.