دربست

وزن 234 گرم
نویسنده

مترجم

علیرضا رحمانی

ناشر

موضوع

داستان کوتاه عربی

قطع کتاب

رقعی

نوبت چاپ

اول

سال انتشار

1400

تعداد صفحه

203

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

شناسه محصول: 237209 دسته:

72,000 تومان

ناموجود

18 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!

ارسال سریع

حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان

پرداخت امن

پرداخت با کارت های شتاب

ضمانت اصالت کالا

تصمین اصل بودن کالا

پشتیبانی و مشاوره

09910420256

ضمانت بازگشت کالا

ضمانت تا حداکثر ۷ روز

در‌بست
پنجاه‌وهشت روایت کوتاه از خیابان‌های قاهره در آستانه‌ی انقلاب
خالد الخمیسی
ترجمه‎ی علی‌رضا رحمانی
«ستاره‎ی ادبی جدید در جهان عرب»
_ دویچه‌وله
مریم مقدس درحالی‌که مسیح را در آغوش داشت، برای دیدن دِیری، از آسمان به‌سوی زمین فرود آمد. کشیشان و پدران روحانی، با شکوه و افتخار بسیار برای استقبال از او به صف ایستادند. هریک تحفه‌ای آورده بودند، از اشعار و مدیحه گرفته تا کتاب‌های نفیس و شمایل قدیسان. دراین‌میان راهبی بود ساده‌دل. نه در علم و درس هم‌پای بزرگانِ زمانه بود و نه از نسل و خانواده‌ای اصیل. پدر و مادرش مردمان ساده‌ای بودند که کارشان اجرای نمایش‌های عامیانه در سیرک بود. وقتی نوبت به راهب بی‌نوا رسید، سایر کشیشان برای حفظ آبرو و منزلتِ دیر خواستند مراسم تکریم و خوشامدگویی را تمام کنند تا مبادا این راهبِ دون‌پایه با اَعمال خود مایه‌ی ریختن آبروی ایشان شود. اما این راهب ساده‌دل نیز می‌خواست عرض ارادتی به محضر مریم مقدس و فرزندش کرده باشد. پس پیش رفت و در مقابل نگاه‌های تحقیرآمیز هم‌قطارانش، چند نارنج از جیب‌هایش بیرون آورد و همان‌طور که از پدر و مادرش آموخته بود، آن‌ها را یکی پس‌از دیگری به هوا پرتاب کرد و مجدداً گرفت! تحفه‌ی راهب برای مریم عذرا و مسیح همین نمایش عامیانه بود.
در آن لحظه، مسیح در آغوش مریم شروع به خندیدن کرد. دست‌هایش را از شادمانی به هم می‌زد و حرکات راهب را می‌نگریست. آنگاه مریم مقدس دست‌های خود را به‌سوی راهب پیش برد تا مسیح را برای چند دقیقه به آغوش او بسپارد.

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “دربست”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات مشابه