| وزن | 798 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان عاشقانه |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1399 |
| تعداد صفحه |
612 |
| جلد کتاب |
جلد سخت |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
با اینکه دیگر سیب فاصله ی میانمان نبود، باز هم نتوانست و من توانستم. سیب را گاز زدم و طعم غریبش را به جان حافظه سپردم. دستش را پشت سرم برد و سیب از جایی میان لذت رها شد. بگذار بعدها داستان سرایی کنند که حوا آدم را وسوسه کرد. چه باک؟!
میان طنین غریب نفس هایمان سرش را عقب کشید اما رهایم نکرد. گندم زار نگاهش غروبی خونین داشت. سرخ سرخ! تنش دیگر سرد نبود. صورتش بی رنگ نبود. انگار از فوران احساسش درمانده بود.
– بالهام رو خیلی وقته گرفتی یاس! بین زمین و آسمون معلق موندم. جهنمیم نکن.
صدایش هم خش داشت، هم می لرزید. دلم زیر و رو شد.
سرم را کمی عقب بردم. آغوش من جهنم بود؟
– جهنم؟ چیزی که بهت دادم خود بهشته! بالهای غرورت رو سوزوندم. بهشتی شدی.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.