| وزن | 520 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم |
حمیدرضا مهاجرانی |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان تاریخی |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1399 |
| تعداد صفحه |
482 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
به لباس پاره پاره شده عیسی که بر فراز صلیب به تن داشت نگریستم و بعد به طیلسان فاخری که اسقف به تن داشت نگاه کردم. لباس های مسیح پوسیده، مندرس، نخ نما و در جای جایش آثار پاره شدگی داشت و تارش از پودش می گسست و در قسمت سینه گریبان چاک، در حالی که ردای فاخر اسقف تمامی اعضای بدنش را به خوبی پوشانده و خوش بر تنش نشسته بود و تماما زربفت تنها صورت اسقف از میان آن لباس پیدا بود! دستان مسیح پنجه گشوده و خالی از مال دنیا اما اسقف صولجانی خوش ساخت و پر برق و جلا در پنجه های ممسک و فروبسته اش داشت با خودم گفتم حتما باید از جنس طلای ناب ساخته شده باشد. مسیح بر تارک خود تاجی از خارهای تیز، سوزنده و بی رحم داشت تاجی ساخته دستان حقد، نشسته بر سری سرشار از درد و روحی پر آلام در حالی که سقف بر سرش تاجی زرین و پر جلا داشت … چنین به نظرم رسید با دستانی گشوده و سرشار از رضا و تسلیم ، پذیرایی قربانی شدن خویش بر فراز صلیب از خودگذشتگی شده در حالی که دستان اسقف طوری بود که پنداری قصد دارد با قدرت هر چه تمامتر پهنه آسمان و زمین را در چنگ سخت فرو بسته اش، نگه داشته و تا ابدالابدین ملک مطلق خویش سازد.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.