| وزن | 150 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان مذهبی |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1397 |
| تعداد صفحه |
71 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
فرمانده جلوی او رسید. لحظه ای ایستاد. شیماسربلند کرد که چیزی بگوید، ولی نتوانست. پیامبر چند قدم رفت،
ولی برگشت زن غمگین با چشمان پر از اندوهش چیزی می خواست بگوید.
چشنان زن خیلی اشنا بود. آن صورت سبزه و چشمان درخشان، او را به یاد سال های دور می انداخت.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.