کتاب حاضر با تاکید بر اینکه جنگ با اسرائیل ادامه جنگ فقر و غناست، نگاشته شده است.
نگارنده از سه نفر که تاثیر بسزایی در به ثمر رسیدن این کتاب داشتند نام برده؛ که می گوید: نام دو نفر را بلدم و سومی را نه. اولین نفر امام خمینی (ره) عزیز است، نه بهدلیل جایی که گفت؛ اسرائیل باید از بین برود بلکه به علت جایی که گفت جنگ ما جنگ فقر و غناست و جنگ بشریت با اسرائیل ادامه جنگ فقر و غناست و هرگز تمام نخواهد شد، مگر روزی که عدالت در این کره خاکی اجرا شود. دومین نفر که در این کتاب بسیار موثر بود، عبدا… شهبازی است که به ما آموخت که زرسالار یعنی چه! و پیوند زرسالاری و صهیونیسم چیست و چرا نمیتوان آنرا نادیده گرفت و سومین کسی که بسیار از او ممنونم، خانم صهیونیستی است که در کانادا زندگی میکند و در سال ۲۰۰۵ هر روز برای من نامه فحش، تهدید و … میفرستاد و همانجا بود که من فهمیدم صهیونیسم یعنی چه! این سه نفر چشمم را به واقعیت تمام و کمال باز کردند. حرفهای بسیاری در این کتاب زدم از جمله اینکه؛ صهیونیسم همانقدر ضدیهود است که فاشیستها ضدیهود بودند. صهیونیسم را یهودی نبینید.
من به نفوذ، به شکل ادبیات امنیتی قائل نیستم. راستش سبک زندگی جامعه ما چنان تغییر کرده که اسرائیل دیگر مسأله بسیاری محسوب نمیشود. برخی آن را مسأله حکومت میدانند و برخی میگویند موضوعی است که خود عربها باید کاری برایش بکنند. انگار خیلیها حوصله پرداختن به این موضوع را ندارند. حتی آنهایی که درباره اسرائیل حرف میزنند، بیشتر حرفهایشان، حرفهای عجیبی درباره مسائل آخرالزمانی و ماوراءالطبیعه است، درحالیکه مواجهه ما با اسرائیل، در مسائل عینی و ملموس اتفاق افتاده است. مثلا کمتر کسی درباره تروریست بودن اسرائیل صحبت میکند؛ دولتی که به صراحت اعلام میکند ما یک سال قبل از امریکاییها برای ترور سردار سلیمانی عملیاتی را اجرا کردیم، اما موفق نشدیم. میدان اصلی جنگها، بدن انسان است و صهیونیستها با تحریم و ترور، هر روز بدنمان را شکنجه میکنند و به ما زخم میزنند. آنهم شکنجهای که ما به جای شکنجهگر، کس دیگری را مسئول و مقصر بدانیم. عدهای حکومت ما را مقصر میدانند و عدهای دیگر، گروهی از جامعه را متهم میکنند، که هر دو بسیار اشتباه است.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.