رمانی با فضای جاسوسی ( پرونده ی محرمانه و منتشر نشده از یک فتنه ی بزرگ)
پرونده های محرمانه ای که پر بود از نقشه های ظریف و ناجوانمردانه برای نابودی و زوال انقلاب اسلامی و کشف حقایقی بزرگ از پشت صحنه های کوچه های تبریز انقلاب. حکایت مردانی که به موقع، این دسیسه را شناختند و در عملیاتی شگرف،خواب عمال استکبار را آشفته کردند.این کتاب پرده از حقایقی بر می دارد.
از جمله آثار نویسنده میتوان به شکار کرکس ها، داستان انقلاب و شکاف اشاره کرد.
گزیدۀ متن
انقلاب اسلامی به ثمر نشسته و نظام جمهوری اسلامی هم به تأیید مردم رسیده و قانون اساسی آن در مجلس خبرگان بررسی و تصویب شده بود؛ ولی دشمنان میخواستند فتنهای بهپا کنند و در روز همهپرسی قانون اساسی، با حادثهسازی، مملکت را به آشوب بکشند و جلوی تصویب آن بهدست مردم را بگیرند. مقدمات کارشان را هم چیده بودند. آنها ولایت فقیه را هدف گرفته بودند و میگفتند هر مادهای در قانون اساسی باشد مانعی ندارد، ولی اصل ولایت فقیه نباید در قانون اساسی بیاید. دوستان و همفکران دلسوز و انقلابی ما توطئه را گوشزد میکردند و راههای مقابله با آن را میگفتند و میخواستند تا وقت نگذشته، دوباره همفکران سابق، فعالیت خود را شروع کنند. البته بااینکه بعد از همهپرسی 12فروردین1358 همه متعهد شده بودیم که دیگر فعالیتی انجام ندهیم و حتی یک نکته هم از فعالیتهای قبلیمان را بازگو نکنیم، ولی تهدید جدید، تهدید کوچکی نبود و باید تا فرصت از دست نرفته، کاری میکردیم. دربارۀ موضوع، خیلی فکر کردم و بالاخره از رضا خواستم که طبق روال گذشته، بعدازظهر فردا دوستان را خبر کند.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.