| وزن | 330 گرم |
|---|---|
| ابعاد | 12 × 19 × 1 سانتیمتر |
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان نوجوان | کودک و نوجوان |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1397 |
| تعداد صفحه |
384 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
یک جورهایی حس کنجکاوی بود یا نبود نمی دانم . دلم می خواست بعد از سی و هفت سال به کاخ سعدآباد بروم و ببینم این بار پسر رضاخان چه بلایی سرش آمده و چرا این همه نگران است و فکر می کند به آخر خط رسیده و باید جل و پلاسش را جمع کند و برود . اما آن طور که بویش می آمد این بار رفتن پسر مثل رفتن پدر دستورش از بالا نبود . گفته بودند رضاخان باید تاج و تختش را بدهد به پسرش و برود یک جای دور. اما محمدرضا شاه توی بد مخمصه ای گیر کرده بود . شاید مجبور می شد تاج و تختی را که رضاخان با آن همه بگیر و ببند و کودتا و قلدری به دست آورده بود به دست مردمی بسپارد که داشتند انقلاب می کردند و برود پی کارش
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.