| وزن | 300 گرم |
|---|---|
| ابعاد | 14 × 21 × 1 سانتیمتر |
| نویسنده | |
| مترجم |
قاسم صنعوی |
| ناشر | |
| موضوع |
نمایشنامه |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1395 |
| تعداد صفحه |
312 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
مهرداد پونتوس مقتدرترین شاه پونتوس در شمال آناتولی در سالهای ۱۲۰ تا ۶۳ پیش از میلاد بود. به گفته آپیان نویسنده کتاب تاریخ روم، شانزدهمین تن از اعقاب داریوش، پسر هیستاسب، شاه پارسیان و هشتمین تن از اعقاب مهردادی که از یونانیان روی برتافت تا پادشاهی پونت را تسخیر کند. او ۷۸ یا ۷۹ سال زیست و ۵۷ سال از این دوران را به شاهی گذراند؛ زیرا فرمانروایی زمانی نصیب او شد که یتیم بود. بربرهای مجاورش و نیز بخش بزرگی از سکاها را فرمانبر خود کرد و ۴۰ سال به نبردی سخت با رومیان ادامه داد. بیتینی و کاپادوکیه را اشغال کرد، ایالت رومی آسیا، فریگیه، پافلاگونیه، گالاتی و نیز مقدونیه را گرفت. همچنین یونان را تسخیر کرد و در آن به کارهای درخشان دست یازید و بر دریاها از کیلیکیه تا آدریاتیک فرمان راند تا آنکه سیلا آمد و با ازبینبردن صدوشصتهزار تن از سربازان او، بار دیگر او را به حکمرانی بر همان پادشاهی پدرانش محدود کرد. ژان راسین، نویسنده و شاعر قرن هفدهم میلادی از زندگی این شاهزاده ایرانی الهام گرفته و یک تراژدی درباره او ساخته است. در این تراژدی مهرداد همان شاه پیروزمندی که در تاریخ آمده نیست بلکه راسین به خیانتها، ناسپاسیها و توطئههای اطرافیان او پرداخته که شاه جوان را به آدمی تلخ و بدگمان بدل میکند. او دیگر خیانتها و توطئهها را نمیبخشد و گهگاه نیز بیرحمانه، اهانتها و بیوفاییهای خائنانه را کیفر میدهد: «مهرداد: سخن بگو! به تو فرمان میدهم و میخواهم از همهچیز آگاه شوم. آربات: سرور، آنچه تاکنون توانستهام دریابم این است که این شاهزاده پنداشته پس از مرگ شما خواهد توانست این ایالت را در ردهٔ سرزمینهای خود به شمار آورد و بیآنکه در اینجای جز شهامت خود قانونی بشناسد میآمد که با توسل بهزور بر سهم خود پای بفشارد. مهرداد: آه! این کمترین پاداشی است که او باید به خود عرضه کند؛ اگر آسمان بگذارد که تقدیرم را در اختیار داشته باشم. آری، آربات اشتیاق دارم و شادیام حدی نمیشناسد. اعتراف میکنم بابت پسری که دوستش دارم دلنگران بودم و برای خودم که بیم داشتم چنین تکیهگاهی را از دست بدهم و به پیکار با رقیبی چون او ناگزیر شوم. بگذار فارناس به من بیحرمتی کند؛ او دربرابر خشم من رقیبی مینهد که از دیرزمان سعی داشته ناخوشایندم قرار گیرد و همواره ستایشگر نهانی رومیان بوده است و هرگز، جز با حسرت، خود را مخالف آنان اعلام نداشته.»
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.