خدای ازلی عنوان آسمانی «خلیفة الله» را به انسان عطا كرده، در حالی كه فرشتگان در شناخت او عاجز و ملائك در آفرینش وی مضطرباند. انسان كیست كه عرش و فرش، مَلك و فلك مأمورند به وی خدمت كنند؟ او كیست كه به تنهایی حامل امانت الهی گشته و تمامی كمالات امكانی از ولایت، نبوت، رسالت، امامت و… در عرصهٴ ذات انسانی نمودار می شود؟ وجود انسانی را می توان با شیوههای مختلف مورد مطالعه قرار داد؛ روشهای وحیانی، شهودی، عرفانی، نقلی و عقلی.
قرآن كریم ذات انسانی و اوصاف و افعال انسان را با توجه به تمام ابعاد او تبیین كرده و چیزی از بیان حقیقت انسانی فروگذار نكرده است؛ لیكن خود انسان خویش را چگونه تفسیر می كند؟ آیا قدرت تفسیر خویش را دارد؟ و… این نظریه كه به نظریهٴ «تفسیر انسان به انسان» شناخته شده، از نوآوری ها وآوردههای بكر و بی نظیر استاد فرزانه آیت الله العظمی جوادی آملی (دامت بركاته) است، كه با اشراف كامل به حقایق قرآنی و معارف عرفانی و دقایق برهانی، بساط این نظریه بدیع را گسترده و تا ژرفای آن پیش رفته و موشكافانه مسایل آن را تحلیل كرده است. این اثر وزین با یك مقدمه، سه بخش و نُه فصل موضوعات ذیل را در اختیار قرآن پژوهان قرار می دهد:
امكان و اهمیت انسانشناسی، بررسی راهها و روشهای شناخت، ماهیت انسان، هویت قرآنی انسان، تفسیر انسان متشابه به انسان محكم، ثمرات تفسیر انسان به انسان و… .
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.