تسلی بخشی های فلسفه قیمت اصلی 290,000 تومان بود.قیمت فعلی 250,000 تومان است.
بازگشت به محصولات
بیگانه 110,000 تومان

آخرین دختر

وزن 425 گرم
ابعاد 14 × 21 × 1 سانتیمتر
نویسنده

مترجم

سمیرا چوبانی

ناشر

موضوع

زندگی نامه و خاطرات

قطع کتاب

رقعی

نوبت چاپ

دهم

سال انتشار

1400

تعداد صفحه

376

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

شناسه محصول: 44624 دسته:

225,000 تومان

ناموجود

20 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!

ارسال سریع

حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان

پرداخت امن

پرداخت با کارت های شتاب

ضمانت اصالت کالا

تصمین اصل بودن کالا

پشتیبانی و مشاوره

09910420256

ضمانت بازگشت کالا

ضمانت تا حداکثر ۷ روز

« آخرین دختر» سرگذشت تلخ، غم انگیز و در نهایت تحسین برانگیزی دختری است که در وحشت بشرِ انسان نما، اسیر شده و توانسته پس از تحمل رنج های بسیار راهی برای رسیدن به آزادی پیدا کند. این کتاب داستان واقعی از ماجرایی است که به دست انسان ها شروع شده و به دست آنها ادامه خواهد یافت. حکایت شر و خیر درون مایه همه کتاب هایی است که در آن ظلم اتفاق می افتد. فرشتگان در وادی خیر تلاش می کنند تا شیاطین را در تاریکی مطلق شان مجبور به اعتراف و تسلیم کنند.
«نادیا مراد» به کمک خبرنگاری به نام « جنا کراجسکی» سرگذشت تلخ خود را  در این کتاب به صراحت با بیانی گویا روایت کرده است. او که دختری ایزدی است در جریان حمله داعش به عراق به عنوان کافر مورد تجاوز گروهی قرار گرفته و مادر و شش برادرش در یک روز تیرباران می شوند. قصه او از همین جا شروع می شود و تا آنجا ادامه می یابد که پس از گریز از اسارت در لندن پس از آشنایی با یک وکیل دلسوز دادگستری مبارزه ای سخت را شروع می کند. این مبارزه فقط برای انتقام گیری از داعش نبود بلکه برای نجات هزاران زنی بود که به دست متجاوزگران شکنجه شده و مورد تجاوز قرار گرفته بودند و هنوز هیچ مرجع رسمی و جهانی یادی از آنان نمی کرد و راهی برای نجاتشان ترسیم نکرده بود، مبارزه نادیا فریاد دادخواهی از جهان بود برای محاکمه و نابودکردن ظلم.
شیرین ترین لحظات کتاب به ثمر رسیدن تلاشی است که نادیا با سختی های زیادی به کمک دوستانش فراهم کرده و حالا برای گرفتن جایزه نوبل صلح ایستاده است.
«…داشتم به کف زمین و پاها و ساق پاهای  شبه نظامیان و دخترانی که ازکنار من رد می شدند نگاه می کردم. در جمعیت، یک جفت صندل مردانه و ساق پاهایی لاغر، تقریباً زنانه، دیدم و پیش از اینکه بتوانم فکر کنم چه کار می کنم خودم را جلوی پاهای او پرت کردم. گفتم:”لطفاً من رو باخودت ببر. هرکاری می خوای بکن، فقط من نمی تونم با این هیولا برم.” هنوز به خاطر تصمیم هایی که همه ما می گرفتیم در حیرتم. فکر می کردیم شاید یک تصمیم منجر به شکنجه شده و یک تصمیم دیگر ما را نجات دهد، …. آن مرد لاغر قبول کرد؛ اما نگاهی به من انداخت…»

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “آخرین دختر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات مشابه