روزگار خوش

وزن 283 گرم
نویسنده

ناشر

موضوع

داستان انقلاب

قطع کتاب

رقعی

نوبت چاپ

اول

سال انتشار

1400

تعداد صفحه

341

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

شناسه محصول: 148091 دسته:

70,000 تومان

ناموجود

17 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!

ارسال سریع

حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان

پرداخت امن

پرداخت با کارت های شتاب

ضمانت اصالت کالا

تصمین اصل بودن کالا

پشتیبانی و مشاوره

09910420256

ضمانت بازگشت کالا

ضمانت تا حداکثر ۷ روز

معصومه برگشت سر کوچه و به اطراف نگاه کرد. موج جمعیت رد شده بود. جمعیت به سمت سرچشمه می رفت. دوباره برگشت کنار جنازه. یکی از دو جوان گفت: «چه کار کنیم؟» معصومه گفت:« صبر کنید الان می‌آم» به انتهای کوچه رفت و در خانه‌ای را به صدا درآورد که باز بود. صدای از داخل نیامد. پیش آنها برگشت و گفت:«ببریمش!» جسد مرد را داخل راهرو خانه بردند جسد سرد شده بود، ولی خون زیر چشم و پشت سر مرد دلمه بسته بود و موهای جوگندمی او را رنگین کرده بود. هیچ کسی خانه نبود. جسد را دراز به دراز رو به قبله خواباندند. معصومه چشمان مرد را که به سقف راهرو دوخته شده بود بست. صورتش سرد شده بود. از داخل خانه صدایی نمی آمد. قاب عکسی روی پیش بخاری اتاق روبروی بود. معصومه به عکس نگاه کرد و بعد به چهره جسد. خود صاحب خانه بود! معصومه گریه اش گرفت، گفت:«ما باید پیدامون می‌شد و اون رو می‌آوردیم خونه خودش بیچاره زن و بچه‌ش»

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “روزگار خوش”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات مشابه