| وزن | 745 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان تخیلی نوجوان |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
سوم |
| سال انتشار |
1401 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
سورنا کتاب را باز کرد. آرزو میکرد کسی در آخرین لحظه پدرش را نجات داده باشد، اما هیچ حرفی در صفحه ظاهر نشد. صفحه کبود بود و بوی خون میداد.
گوشش را روی قلب مرده گذاشت. میخواست چیزی بگوید که پیرمرد گفت: نگران نباش. زنده میماند.
اسفندیار با نگرانی سرتکان داد: دخترک قابل اعتماد نیست.
سورنا اما خندید و گفت: ولی من میدانم چطور به حرفش بیاورم.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.