| وزن | 140 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم |
خشایار دیهیمی |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان اجتماعی |
| قطع کتاب |
جیبی |
| نوبت چاپ |
سوم |
| سال انتشار |
1397 |
| تعداد صفحه |
184 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
من در رمان کوتاهم سعی کرده ام نشان دهم جامعه چگونه آلوده به دروغ و مسموم شده بود، درست به همان اندازه که می توان یک ارتش را با گازهای سمی مسموم کرد. من زن قهرمان داستانم را نه یک خواهر قرار دادم، نه همسر، نه معشوقه، و نه یک دوست، بلکه او را نماد دلسپردگی انسان قرار دادم _ یک مادر… فقط یک دادگاه است که دوست دارم رمانم را به پیشگاهش عرضه کنم: دادگاه هموطنانم… مخصوصا پیرها، آن هایی که همان چیزهایی را زیستند که بر سر من و آن زنی آمد که انتخابش کردم تا قهرمان رمانم باشد – سوفیا پتروونا، یکی از هزارانی که دور و برم می دیدم.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.