| وزن | 210 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان کودک و نوجوان |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
چهارم |
| سال انتشار |
1397 |
| تعداد صفحه |
114 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
صفورا بیست و دو ساله بود. بیست و دو سالگی کلافهاش میکرد. ننهاش مدام به او میگفت که دیگر پیر شده. صفورا میدوید جلوی آینه، خودش را تماشا میکرد. گیسهایش هنوز سیاه و براق بود، شبیه مارهای وحشی که از همه جای سرش آویزان باشند، نه مثل موهای پنبهدانهای ننه بزرگش. همهی دندانهایش هم سرجایشان بودند، هرچند کجوکوله و زرد و سیاه، اما بودند. نمیفهمید چه چیزی شبیه پیرهاست. صفورا نه که پیر شده باشد، بزرگ شده بود. تمام این سالها، عشق با او کاری کرده بود کارستان. هم ارهتر شده بود، هم مهربانتر، هم غمگینتر، هم سرخوشتر. هم پر هیاهوتر و تنها تر
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.