| وزن | 370 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان اجتماعی |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1401 |
| تعداد صفحه |
408 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
گودرز گفت:(فرق چه می کند؟ اول مرده خری، بعد مرده خوری. ئی دو تا گاومیش اگه زنده بون، هر کدوم پنجاه هزار تومن پولشون بود.) و روی پنجاه تاکید کرد. نگاه سبز علی گشت روی حاشیه ی گلی بهمنشیر؛ روی گاومیش هایی که به خون و گل غلتیده بودند، روی آدم هایی که جمع شده بودند دور زایر خلف و قصاب و پسر زایر خلف. پرسید(همی دو تا بودن؟)
ایازبری گفت: سه تا. یکیش تو شط بود و آب بردش.)
سبزعلی خلط به زمین انداخت:( تف به روزگار!)
شنتیا گفت:( روزگار خیلی قشنگه. حیف نیست تفیش می کنی؟)
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.