| وزن | 190 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم |
مژده الفت |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان اجتماعی |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
184 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
با خودم گفتم شاید دیگر هیچ وقت نتواند باغ را ببیند. می خواستم همه چیز را نشانش بدهم. دلم می خواست در آغوش من آرام بگیرد و آن جا را تماشا کند، باغی را که یک عمر درختانش را هرس کرده بود، کلنگ در دست اعماقش را کاویده و هر شاخه و هر برگش را بارها لمس کرده بود. دلم می خواست وقتی او یک دل سیر باغ را تماشا می کند، باغ هم به او بنگرد. درست وقتی با این خیال داشتم برمی گشتم، ناگهان تعادلم را از دست دادم و از ترس افتادن پدرم داد زدم ای وای!
اگر از تعلیق ها و گره های زندگی و پیچیدگی روابط بین انسان ها خسته اید و می خواهید دمی را در حال و هوایی دیگر بگذرانید، اگر بخشیده اید یا بخشیده شده اید اما حسرت و افسوس روزهای گذشته رهایتان نمی کند، اگر داستان های بسیاری از پدران و پسران خوانده اید اما می خواهید از پنجره ای دیگر به رابطه ی پدر و پسر نگاهی بیندازید، این کتاب برای شما نوشته شده است، برای فرزندان و پدران، پدرانی که به قول راوی «تنهایی های نقش بسته بر پیشانی مایند».
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.