| وزن | 100 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم |
لیلا مینایی |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان کوتاه اسپانیا |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1402 |
| تعداد صفحه |
160 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
| ویژگی |
پیشنهاد ما |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
«خیلی عجیب است که بیشتر اوقات چهرهها و نامها یادم نیست، ولی جزئیات تنها را به یاد میآورم. با این حال، گاهی هم اسمی به خاطرم میرسد، ولی نمیدانم مال کدام تن است. این زنها الان کجایند؟ مامانبزرگ صدایشان میکنند؟ مامانبزرگِ خالی، یا کسی هم هست که هنوز به اسم صدایشان کند؟ پیری یکجور بینامی به آدم میدهد.» (از داستان «پیمان خونی»)
ما گوشهی دنجی از قارهی امریکاییم که در آن نه نفت پیدا میشود، نه سرخپوست، نه مادهی معدنی، نه آتشفشان و نه حتی ارتشی که کودتا کند. ما کشور کوچک داستان کوتاهیم. (ماریو بندتی)
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.