| وزن | 182 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان اجتماعی |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1399 |
| تعداد صفحه |
172 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
هنوز دستم روى زنگ نرفته، در را باز کرد و من هولزده، خودم را انداختم توى دالان و در را بست. مثل بید میلرزیدم. پشتم را به دیوار تکیه دادم که نقش زمین نشوم. چادر را همچنان کیپ گرفته بودم و سرم پایین بود و نفسنفس میزدم. آرام آمد و روبهرویم ایستاد. نگاهم به زمین بود ولى نفس گرمش را از لاى چادر حس میکردم. او هم مثل من هیجانزده بود. باور مىکنید هنوز صورتش را ندیده بودم. نمیدانم چقدر گذشت که بالاخره طاقت نیاورد و با صدایی که میلرزید گفت: «مواظب باش چادرت گچى نشود.»
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.