تونل سوم 50,000 تومان
بازگشت به محصولات
کتاب و توی دروازه انتشارات جمکران قیمت اصلی 315,000 تومان بود.قیمت فعلی 236,250 تومان است.

رقص سنگ

وزن 345 گرم
ابعاد 14 × 21 × 1 سانتیمتر
نویسنده

ناشر

موضوع

رمان | رمان و داستان ایرانی

قطع کتاب

رقعی

نوبت چاپ

اول

سال انتشار

1395

تعداد صفحه

312

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

شناسه محصول: 25533 دسته:

15,000 تومان

ناموجود

18 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!

ارسال سریع

حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان

پرداخت امن

پرداخت با کارت های شتاب

ضمانت اصالت کالا

تصمین اصل بودن کالا

پشتیبانی و مشاوره

09910420256

ضمانت بازگشت کالا

ضمانت تا حداکثر ۷ روز

تا آمدی به خودت بیایی، سنگ در عقب رفتن دست، از دستت فرار کرد. رفت و پشت سرت افتاد زمین. من از خنده ریسه رفتم. گفتم: ای بابا! باز هم ما سنگ مان را انداختیم توی آب. شما که سنگ را انداختید پشت سرت! هنوز حرفم تمام نشده بود که سرت را بالا کردی و خندیدی و گفتی: خب من پیر مردم. گفتم: حاجی، چاخان نکن. نتوانستی!
و تو چه مهربان بودی. سردار بودی. فرمانده بودی. چه قدر ساده و بی ریا. این قدر ساده و بی ریا که انگار داداشم کنارم ایستاده. انگار با دوست صمیمی ام حرف می زنم. من به تو می گویم: چاخان نکن، حاجی دیگر خیط شدی! تو می خندیدی. تو! فرمانده من. انگار نه انگار که زیر دستت، سر به سرت می گذارد. انگار نه انگار که جغله ای روبه روی فرمانده مهندسی سنگرسازان بی سنگر ایستاده . می ایستی کنارمان. سنگ بر می داری و با ما هم بازی می شوی.
محسن صالحی حاجی آبادی، نویسنده حوزه دفاع مقدس این اثر را به یاد سنگر سازان نگاشته است و بر این اساس شخصیت های اصلی رمان را از میان شخصیت های واقعی آن دوران انتخاب کرده است که اکنون جمعی از آنها شهید شده و جمعی نیز جانباز هستند.
این کتاب از زبان دوم شخص بیان شده و روایتی دو سویه میان نویسنده و این شهید می باشد که به گفته نویسنده: این رمان زبان دل رزمندگان شهرستان نجف آباد است که اکثر آنها حدود 15 سال داشتند و فرمانده آنها 17 ساله بود. این بچه ها به مرگ می خندیدند زیرا از مرگ نمی ترسیدند. آنها صحنه های مرگ را به چشم دیده بودند و چنین استنباط می کردند که مرگ ترس آور نیست.
وی پیش از این درباره نحوه نگارش «رقص سنگ» گفته بود: 12 صفحه از این رمان را نوشتم و دیگر نتوانستم ادامه دهم. بعد از دو سال روزی حال غریبی پیدا کردم و دو رکعت نماز نثار شهید محمدعلی قیصریان نجف آبادی، یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس کردم و شروع به نوشتن رمان رقص سنگ کردم. در طول نوشتن هم می خندیدم و هم اشک می ریختم. احساس می کردم تمام رزمندگان و هم سنگرانم دور و اطراف من هستند. نگارش کتاب را بعد از نماز مغرب و عشا شروع و پس از 6 شب تمام کردم.

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رقص سنگ”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات مشابه