| وزن | 142 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان اجتماعی |
| قطع کتاب |
پالتویی |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1401 |
| تعداد صفحه |
234 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
به خودم میآیم و میفهمم دلیل اینکه اینهمه از ایسا بدم میآید این است که خیلی خوب مرا میشناسد، برای این است که میبیند من چه موجود کثافتی هستم، برای این است که میبیند تا اعماق وجودم را گند و کثافت و گه گرفته و اینجاست که میفهمم همین عریان بودن در مقابل هم است که لحظهای ما را آرام جان هم میکند و لحظهای دیگر به جان هم میاندازد. درست عین وقتهایی که آدم با مادرش دعوا میکند. دلت میخواهد مادرت سرش را بگذارد زمین و بمیرد، اما بعد دلت میخواهد بیاید در آغوشت بگیرد. وقتی واقعاً میمیرد، به خودت میگویی خلاص شدم، اما انگار یک بخشی از خود تو هم میمیرد. سالها از مرگش میگذرد و روزی دلدرد میگیری و یک آن به خودت میآیی میبینی دلت مامانت را میخواهد. (بخشی از کتاب)
| گودمن از حسادتی که زنها نسبت به هم احساس میکنند داستانی تلخ و پرتعلیق میسازد، حسادتی شدتیافته در این عصرِ اوجِ کاپیتالیسم… حس شرمی که بسیاری از ما با آن آشناییم و احساسش میکنیم. اما خواندن این رمان میتواند کمکمان کند از شرش خلاص شویم.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.