«محبوب من» نوشته ای است عاشقانه با رویکردی تاریخی به زندگی پیامبر اسلام(ص). «نرجس شکریان فرد» دل را در گرو انسانی از جنس کمال و مهربانی سپرده و در تک تک سطرهای کتاب اوصاف فوق بشری مردی را می ستاید که هدفش جز نجات انسان نیست. هر بخش کوتاه کتاب درسی است برای انسانی که در هرلحظه در معرض لغزشای فردی و اجتماعی است.
ادبیات و قلم نویسنده به صورت فوق العاده ای توانسته است ضمن بیان حقایق تاریخی، احساسات ادبی و حسی خود را به مخاطب منتقل کند. کتاب با بیان مهربانی و عطوفت پیامبر(ص) نسبت به فرزندان دختر و پسر و گفته های شیرینش نسبت به تکریم آنان شروع می شود و با بیان اتفاقات روز تولدش از خشک شدن دریاچه ساوه، لرزش کاخ کسری و … ادامه می یابد. نویسنده با گزینش مهمترین اتفاقات زندگی پیامبر سعی کرده است تا توصیفی نمایدن از حیات رسول خدا(ص) ارائه داده و به صورت مختصر چراغ های مسیریابی را برای خوانندۀ مشتاق روشن کند. سرازیر شدن برکت و رحمت نسبت به زندگی فقیرانه حلیمه معجزه و کرامت زیبایی از کودکی محمد(ص) است که از چشم نویسنده دور نمانده و آن را از نشانه های لطف وجود او می شمارد.
پاکی ظاهری و عطر خوش پیامبر در کنار روح زلالش آن هم در عصر جاهلیت، نقطه روشنی است که کمتر روایتگری برای آن اهمیت قائل می شود، ولی نویسنده با قلمی شیوا و بیانی زیباتر، ظاهر دلنشین و پاکیزگی پیامبر را از شاخصه های شخصیتی وی شمرده که او را در آن زمان و فرهنگ جاهلی از دیگران متمایز می نموده است.
مطالب کتاب از سفر به سرزمین بصری و شناخت او توسط بحیرا جلوتر رفته به حلف الفضول( سوگند جوانمران) اشاره کرده و به لطایف ازدواج آن حضرت با خدیجه(س) می پردازد. داوری پیامبر(ص) در حل اختلاف قریش به خاطر نصب حجرالاسود شاهدی است که کتاب برای عدالت و ذکاوت آن حضرت ذکر می کند. کتاب تمام وقایع را به همین سادگی و زیبایی و خلاصه بیان می کند و مخاطب را بدون هیچ فشار ذهنی با زیباترین و روشن ترین جلوه های حیات انسانی آشنا می کند.
«… همان روزها یک چوپان از یهودیان خیبر با گله گوسفندانش آمد تا پیش سپاه اسلام و رفت نزد پیامبر خدا؛ استدلال خواست برای اسلام و شنید و پرسید و مسلمان شد و گفت:
همه این گوسفندان امانت یهودیان خیبر در دست من است، حالا که رابطۀ من با صاحبان گوسفندان قطع شده است، چه کنم؟
پیامبر در برابر چشم لشکری که همه گرسنه بودند فرمود:
در آیین ما خیانت به امانت یکی از بزرگترین گناهان است. باید همه گوسفندان را تا قلعه ببری و همه را به صاحبانشان برسانی!…»
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.