| وزن | 150 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان جنایی |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
یازدهم |
| سال انتشار |
1349 |
| تعداد صفحه |
125 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
بهرام صادقی، شاعر و داستاننویس مدرنیست ایرانی بود. از بهرام صادقی دو اثر ملکوت (تنها داستان بلند بهجا مانده از او) و سنگر و قمقمههای خالی منتشر شده. نویسندهای که جهان منحصربهفرد داستانهایش شبیه به اثر یا نویسندهای در گذشته یا حال، نیست. شخصیتهای داستانهای صادقی که بسیاری از آنها کارمندان دولت شکست خورده و روشنفکران سرخورده هستند، در اضطراب و وحشت فرو میروند.
غلامحسین ساعدی درباره صادقی نوشته است: «نویسنده تازهای پا به میدان گذاشته بود. شاید هم کسی حدس نمیزد که پشت این نقاب ناآشنا، از راه رسیدهای پنهان شده با کولهباری از طنز و هزل، نه به معنای طنز متداول یا هزل مرسوم و پذیرفتهشده، یعنی ساده و گذرا. نویسندهای پیدا شده که گریه و خنده را چنان ظریف به هم گره خواهد زد که بهصورت پوزخندی شکوفه کند؛ نه به سبک گوگول یا مایهگرفته از کار چخوف و دیگران. انگشت روی نکتهای خواهد گذاشت و دنیای تازهای را نشان خواهد داد که کم کسی آن را میشناخته».
«ملکوت» اثری سوررئال و شخصیتمحور، که داستان آن حول محور دو شخصیت به نامهای “دکتر حاتم” و “م.ل” میگذرد، شخصیتهای دیگر “ناشناس”، “مرد چاق”، “آقای مودت”، “شکو” و “ساقی” همگی در حاشیه هستند. داستان مرگ و مرگ اندیشی است، که در برابر میل به جاودانگی قرار دارد.
ملکوت اینگونه آغاز میشود: در ساعت یازده شب چهارشنبه آن هفته، «جن» در آقای «مودت» حلول کرد؛ میزان تعجب آقای «مودت» را پس از بروز این سانحه، با علم به اینکه چهره او بهطور طبیعی همیشه متعجّب و خوشحال است، هرکس میتواند تخمین بزند؛ آقای «مودت» و سه نفر از دوستانش، در آن شب فرحبخش مهتابی، بساط خود را بر سبزه باغی چیده بودند…
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.