سید محمد سادات اخوی، از نویسندگان و شاعران مطرح کشور است که در این رمان، مجموعهای از خاطرات و تجربیاتی را که در جریان زیارت حرم مطهر رضوی در طول زندگی خود دیده یا از دیگران شنیده است، را برای دلدادگان امام مهربانیها و مشتاقان به اهل بیت(ع) به رشته تحریر درآورده است.
این اثر یک رمان امروزی است و در آن شخصیت اصلی داستان و همراهش در عین تضاد سختی که در راه پیش میآید به عزم گره گشایی از کار و دل، همزمان با شیوع ویروس کرونا از تهران، راهی مشهد الرضا(ع) میشود، در طول مسیر یکی از دوستانش نیز با او همراه میشود، در جریان این سفر، حوادثی رخ میدهد که به حضرت رضا(ع) پیوند میخورد. ما در این رمان عاشقانه، مجموعهای از دلبستگیها و وابستگیها را میبینیم که افراد به نوعی در زندگی خود به آن گرفتار میشوند.
سادات اخوی در رمان «با چشمانی باز » سعی کرده به انواع محرومیت بپردازد، برخی گمان میکنند که محرومیت، فقط فقر و نداری است؛ در حالی ما با افراد مختلفی در جامعه سرو کار داریم که با جنبههای مختلفی از محرومیت روبه رو هستند؛ به طور مثال محرومیت در وجدان، مسائل روحی و عاطفی، انصاف، عطوفت، وفاداری و…
دغدغه اصلی متن این رمان به چالش کشاندن رابطههای موازی و نقش فضای مجازی در تسهیل آلودگی روحی و کمرنگ کردن اصالتهاست. صفحات پایانی رمان در مشهد و پیرامون حرم امام رضا(ع) اتفاق میافتد و آدمهای جدیدی به قصه وارد میشوند و دیداری که سر نمی گیرد و چشمانی که باز میشود.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.