| وزن | 240 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان کودک و نوجوان |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
چهارم |
| سال انتشار |
1394 |
| تعداد صفحه |
145 |
| جلد کتاب |
جلد سخت (گالینگور) |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
باید بگوید و بنویسم. از روزهایی که گذشت، از سرگردانیام و عشقم که نمیدانم از روز شکار شروع شده بود یا از همان روزی که اسم گل اندام را از زبان دایهها شنیدم و به داستانهایی که از زیبایی و عشاقش میگفتند، میخندیدم. میگفتند در کشور چین است. دختری به اسم گلاندام، فرزند قیصور پادشاه. دختری که در زیبایی و طنازی یکه و همتا ندارد و زیباییاش به حدی است که اگر یک لحظه خود را از پنجرهی قصرش نشان دهد، هزاران عاشق برایشان جان میدهند. میگفتنند در روز نوروز پنجره را باز میکند و خود را به مردم نشان میدهد و هرکس او را میبیند و اله و شیدایش میشود و دیگر اطراف قصر را ترک نمیکند.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.