| وزن | 310 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم |
شهرزاد لولاچی |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان فلسفی |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1398 |
| تعداد صفحه |
272 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
پدر آنجلو از روی صندلی برخاست و رفت بالای سر جوزف و گفت: «پسرم، شما بیمارید. هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی ناخوش هستید. به کلیسا میآیید تا روحتان شفا یابد؟ آیا به مسیح ایمان دارید و برای نجات روح خود دعا میکنید؟»
جوزف از جا جست و خشمگینانه روبهروی کشیش ایستاد. «روح من؟ روح من به درک! میگویم زمین دارد میمیرد. برای زمین دعا کنید!»
به خدای ناشناخته سر تاسر ارادت و تعلقخاطر جوزف، قهرمان داستان، به زمین است. خاک و باران برای او مفهومی ورای طبیعت دارد. او طبیعت را، همچون امر مقدسی، بندهوار شکرگزار است. استاینبک در به خدای ناشناخته بر ارتباط نزدیک انسان و زمین تاکید میکند، انگار خطاب به ما میگوید: «دل از آسمان بردار که وحی از خاک میرسد.»
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.