| وزن | 390 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان اجتماعی |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
هشتم |
| سال انتشار |
1388 |
| تعداد صفحه |
350 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
تلفن چندبار زنگ میخورد. دوشاخه را از پریز میکشم و به سفره روبهرویم نگاه میکنم. سیب و ساعت و آینه و قرآن سرکه و سماق هم داشتم اما بو میداد. به حافظ توی کتابخانه نگاه میکنم و از یوسف گمگشته و باز آمدنش حرصم میگیرد. زل میزنم به تلویزیون که شمارش معکوس میدهد و از جایم جم نمیخورم. توپ میترکانند و سال جدید آغاز میشود، روی گونههایم دو جاده گرم باز میشود. سال گذشته مثل فیلم جلوی چشمم میآید. آمدنت، خندیدنت، نگاه کردنت، اولین بوسه، اولین گل، روز نامزدی، و میروی، به دور و برم نگاه میکنم. هیچ صدایی نیست. در و دیوار به طرز تهدید کنندهای بلند شدهاند انگار که میخواهند روی سرم خراب شوند. زانوهایم را بغل میکنم و در خودم مچاله میشوم. یک سال تنهایی شروع شد.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.