| وزن | 208 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم |
سروش حبیبی |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان فلسفی |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
سوم |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
228 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
هیچکس نبود که هشدارش بدهد و بگوید: « مواظب باش، جووانی دروگو!» او در بند توهمی سمج بود. گل جوانی اش رو به پژمردگی می رفت، اما چشمه ی شباب را خشک ناشدنی می پنداشت. دریغا که از تیزپایی زمان هیچ نمی دانست. حتی اگر جوانی اش همچون خدایان صدها و صدها سال می پایید، سهمش از آن به همین ناچیزی می بود. اما او انسان بود و عمری کوتاه و معمولی داشت که هیچ نبود جز شهابی پرشتاب و بی دوام، نعمتی ناچیز که با تنگ چشمی به او داده شده بود و آدمی می توانست سال هایش را با انگشتان دست بشمرد و هنوز به دست نیامده از دست می رفت.
بیابان تاتارها داستان افسر جوانی است که برای خدمت به قلعه ای دورافتاده فرستاده می شود و روزمرگی گریبانش را می گیرد. دینو بوتزاتی با نثری باشکوه و شاعرانه عطش انسان را برای امیدوار بودن به تصویر می کشد، حتی امید به واهی ترین رویدادهای زندگی.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.