| وزن | 210 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم |
رضا امیررحیمی |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان کوتاه روسیه |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
پنجم |
| سال انتشار |
1397 |
| تعداد صفحه |
218 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
از دوازده داستان مجموعه، هفت داستان دربارۀ عشق هستند. البته این داستان ها دربارۀ چیزهای دیگر هم هستند، اما مسلما عشق تم اصلی و برجستۀ آن هاست و همه دربارۀ شکنندگی، رازآمیز بودن و فرّار بودن عشق است. در همۀ این داستان ها، معلوم است زیبایی عشق زمان درازی نمی پاید و همین موضوع عاشق را در تبدیل آن به وصلت دائم ازدواج به تردید می اندازد و چه بسا وقتی این وصلت به دلایل مختلف شکل نمی گیرد، عاشق به خودش می گوید «خوب شد با او ازدواج نکردم».
فهرست داستان های کتاب عبارتند از:
(پولینکا ۱۸۸۷ – حادثه ای در زندگی یک پزشک ۱۸۹۸ – وروچکا ۱۸۸۷ – می خواهد بخوابد ۱۸۸۸ – خانه ای با اتاق زیر شیروانی ۱۸۹۶ – جان دلم ۱۸۹۸ – دربارۀ عشق ۱۸۹۸ – یونیچ ۱۸۹۸ – لجن ۱۸۸۶ – آنا به گردن ۱۸۹۵ – خانمی با سگ کوچک ۱۸۹۹ – عروس ۱۹۰۳)
معمولا عشق را به شعر درمی آورند و با گل و بلبل می آرایند، اما ما روس ها عشقمان را با پرسش های حیاتی زینت می دهیم، و از میان آنها هم بی رنگ و بوترین را انتخاب می کنیم. در مسکو که دانشجو بودم معشوقی داشتم، بانویی جذاب که هر بار او را در آغوش می گرفتم به این فکر می کردم که ماهانه چقدر می توانم به او بدهم و اینکه گوشت گاو چند است. به این ترتیب زمانی هم که عاشق می شویم این پرسش ها را رها نمی کنیم: شرافتمندانه است یا غیر شرافتمندانه؟ هوشمندانه است یا احمقانه؟ این عشق ما را به کجا می کشاند؟ و … این که این پرسش ها خوبند یا بد نمی دانم، اما این را می دانم که آدم را ارضا نمی کنند، به خشم می آورند و مانع راه اند.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.