| وزن | 120 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان کوتاه ایران |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
دوم |
| سال انتشار |
1395 |
| تعداد صفحه |
104 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
رسول یونان سیر و ریتم منطقی ای را در شعر می پیماید. او اهل شو دادن نیست و همانطور که زندگی می کند می نویسد و شعار نمی دهد و از اینکه در کنار مردم هست خوشحال است. رسول یونان نویسنده کتاب دیر کردی ما شام را خوردیم در مصاحبه ای درباره فرشته ی الهام بخشش این چنین می نویسد : « دنیا به خاطر نظر هیچ کس متوقف نمی شود. دنیا جلو می رود و ما هم همراه آن می رویم. البته آدم های بسیاری هستند که در ایستگاه های متروک جا مانده اند. من خواب هایم را می نویسم اما نه خواب هایی که دیده ام بلکه خواب هایی که قرار است آنها را ببینم. فرشته الهام بخش هیچ گاه به خانه ما نیامده است. اگر می آمد حتما چیزهایی واجب تر از شعر برایمان می آورد. » در پشت جلد این کتاب آمده است: «تصمیم گرفته بود با کسی کاری نداشته باشد تا کسی هم مزاحم او نشود. تن به گفت وگو نمی داد. در دنیای خودش زندگی می کرد. با این همه، آدم های فضول دست بردار نبودند. گاه و بی گاه متلک بارش می کردند که زبانش را گربه ها خورده اند. ما می دانستیم یک روز سرانجام طاقتش طاق می شود و با صدای بلند جواب همه را می دهد، اما کی؟ این را نمی دانستم. آدم هایی که سکوت می کنند یک روز فریاد می کشند، از جلد خود بیرون می آیند و کس دیگری می شوند، کسی وحشتناک و غمگین، و آن وقت دیگر کنترل شان از دست خارج می شود. نباید سربه سرشان گذاشت.»
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.