| وزن | 152 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان کوتاه ایران |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
148 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
زمان را میبرم عقبتر با خودم. به کنار مزار شهدای طف! به کنار هفتاد و دو شهید کربلا میرسم. اینها تعلق نداشتهاند به جایی؟ به خانهای؟ عشقی؟ به چیزی؟ چرا… مگر میشود؟ اما یک شبه ره بلند سالکان حقیقی را پیمودهاند تا به خود سعادت!
زمان را تعلیم میدهم. اگر قرار است فاصله یکساعته و نیم کسری از زمان باشد و در گذشتهای نهچندان دور کربلا آرزوی شهدایی باشد که در سنگرها خفتند و این مزارها را ندیدند من هم به این زمانه فسونگر رخصت میدهم که پس بنشیند و همه چیز را بنشاند. جسمم پرندهای میشود و میرود روی بام زرینی مینشیند. از اینجا تمام زمین معلوم است! دسته دسته آدمها که مثل برف در هوای بهار آب میشوند و پشت داده به هم به جلو میشتابند و بعد از بارگاه امام بیرون میآیند. صف در صف، نالان و حاجتخواه و برخی به پهنای صورت گریسته و فریادزن…
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.