| وزن | 185 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان کوتاه ایران |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1400 |
| تعداد صفحه |
174 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
مادر بزرگ شهره او را «تانیا» صدا می زد. مادرش به او می گفت:«عروسک» و پدرش او را «خرگوش من» می نامید. بچه که بودم فکر می کردم چه قدر وحشتناک است که آدم چهارتا اسم داشته باشد و وقتی دیگر ندیدمش، تا مدت ها فکر می کردم کسی او را صدا زده و او به دنبال آن صدا رفته و فکر می کردم به چه اسمی صداش زده اند که رفته و دیگر نیامده.
قسمتی از متن کتاب
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.