قصر شگفت انگیز (1) : سه شنبه ها

وزن 175 گرم
ابعاد 14 × 19 × 1 سانتیمتر
نویسنده

مترجم

نيلوفر امن زاده

ناشر

موضوع

کودک و نوجوان

قطع کتاب

رقعی

نوبت چاپ

دوازدهم

سال انتشار

1400

تعداد صفحه

199

جلد کتاب

شومیز

زبان کتاب

فارسی

شناسه محصول: 39636 دسته:

135,000 تومان

ناموجود

12 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!

ارسال سریع

حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان

پرداخت امن

پرداخت با کارت های شتاب

ضمانت اصالت کالا

تصمین اصل بودن کالا

پشتیبانی و مشاوره

09910420256

ضمانت بازگشت کالا

ضمانت تا حداکثر ۷ روز

کتاب قصر شگفت انگیز 1: سه‌شنبه‌ھا نوشته‌ی جسیکا دی جورج  داستان قصری جادویی است که پادشاهی همراه با خانواده‌اش در آن زندگی می‌کنند. سیلی دختر کوچولوی پادشاه، با وقوع اتفاقاتی باید از خانواده و قصر در مقابل دشمنان محافظت کند.
سیسیلیا یا همان سیلی، چهارمین و دلنشین‌ترین فرزند سلطنتی است که بهتر از هر کسی پیچ و خم‌های قصر جادویی و شگفت انگیز را می‌شناسد. در مراسمی سلطنتی، پدر و مادر سیلی به ناگهان گم می‌شوند و بعد از مدت زمان کوتاهی مهمانانی ناخوانده از کشورهای همسایه از راه می‌رسند و قصر را تهدید به تصرف می‌کنند. باید دید سیلی می‌تواند با دانش مخفیانه خود از پیچ و خم‌های بی‌پایان قصر، از خانه و خانواده خود محافظت کرده و سلطنت خانواده‌شان را نجات دهد؟ برای فهمیدن جواب این سوال، ماجراهای جالب داستان قصر شگفت انگیز را دنبال کنید.
داستان‌های این مجموعه در مورد قصری اسرارآمیز به نام درخشان است که هر موقع حوصله‌اش سر می‌رفت یک یا دو اتاق جدید به خودش اضافه می‌کرد. این اتفاق معمولاً سه‌شنبه‌ها می‌افتاد. پادشاه‌ درخشان هفتاد و نهم، پدر دختر کوچولویی به نام سیلی بود که مانند پدرش عاشق این قصر بود. پدر سیلی صاحب قصر و حاکم سرزمین، می‌دانست که باید کاری به کار قصر نداشته باشد و آن را به حال خودش بگذارد.
جسیکا دی جورج در هر جلد از مجموعه قصر شگفت انگیز داستان‌هایی فانتزی و جذاب را به تصویر می‌کشد که کودکان را وارد دنیایی سحرآمیز و دوست داشتنی می‌کند. داستان‌های این کتاب‌ها همگی با قصر جادویی درخشان، پیوند دارند و در هر قسمت ماجرایی خواندنی رخ می‌دهد که به خوبی با دنیای کودکان ارتباط برقرار کرده و لحظات خوبی را برای آنان رقم می‌زند.
از متن کتاب :
البته فکر نمی‌کرد گم بشود. تمام فرزندان سلطنتی قوانین را خوب بلد بودند، تازه، کاملاً مشخص بود که قصر، آن‌ها را دوست دارد. ولی سیلی در تلاش بود اطلسی از قصر درخشان درست کند، اولین اطلس قصر. برای همین معمولاً مدادرنگی و کاغذ همراهش داشت تا هر چیزی را که تا آن لحظه ندیده نقاشی کند. تا حالا 300 صفحه نقشه کشیده بود و می‌توانست خودش را با سرعت به بیشترِ اتاق‌های اصلی برساند (سالن‌های غذاخوری زمستانی و تابستانی، کلیسا، کتابخانه، اتاق تخت پادشاهی)؛ البته در صورتی که قصر حوصله‌اش سر نرفته بود و قصد کش‌آمدن نداشت.
ولی تنها چیزی که بالای پله‌ها قرار داشت، یک اتاق کوچک گرد بود. با این حال، سیلی نمی‌خواست به این زودی از پله‌ها پایین برود، برای همین ماند تا کمی اکتشاف کند. اتاق، در هر چهار طرف پنجره داشت و او می‌توانست کوه‌های اطرافِ دره‌ی کوچک و کاسه‌مانند قصر درخشان را ببیند. کنار هر کدام از پنجره‌ها، یک دوربین یک‌چشمی طلایی نصب شده بود. سیلی توی دوربین پنجره‌ی شرقی نگاه کرد و تپه‌های کوهستان ایندیگو را دید که پر از روستاهای کوچک بود؛ روستاهایی که ساکنان اصلی‌شان بُزچران‌ها بودند.

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “قصر شگفت انگیز (1) : سه شنبه ها”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات مشابه