| وزن | 850 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان اجتماعی |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
سوم |
| سال انتشار |
1399 |
| تعداد صفحه |
635 |
| جلد کتاب |
جلد سخت |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
-کم کری بخون پیر پسر !
مسابقه شروع می شود پناه احساس ضعف دارد، اما با تمام وجود تلاش می کند دست علی را بخواباند. علی هیچ حرکتی برای خواباندن دست او نمی کند. تنها با قدرت دست او را نگه می دارد پناه لبش را گاز می گیرد و باز هم تمام قدرت و تمرکزش را روی دستش می گذارد. نباید به چیزی فکر کند، مثلا به جذابیت های مردانه علی. نه اصلا نباید به چیزی فکر کند.
نباید فکر کند و فکرش آن قدر زبان نفهم است که به هر طرف که بخواهد سری می زند، حالا حس می کند ضعف تا دستش هم پیش آمده است. دست ظریفی که در دست علی فشرده می شود اما خوابانده… نه، نمی شود.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.