| وزن | 230 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم |
سمانه پرهیزکاری |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان معمایی |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
چهارم |
| سال انتشار |
1397 |
| تعداد صفحه |
235 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
منفرد کم کم لقبی که پدربزرگش برایش انتخاب کرده بود را با تمام وجود پذیرفت. خودش را قانع کرد که بیشتر اوقات در خانه توی تاریکی می نشیند. تا حد امکان بی صدا راه می رفت، از سایه های خنک خانه قدیمی رد می شد و از ترساندن خدمتکارها لذت می برد. با خیال یواشکی وارد اتاق دخترها شدن و فرو کردن دندانش در گردنشان-وقتی که خواب بودند- حسابی کیف می کرد. آن ها هم مثل خودش از یک خیال واهی که معتادش بودند بیدار می شدند تا به زندگی در سایه ها ادامه دهند.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.