| وزن | 240 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم |
مریم مفتاحی |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان اجتماعی |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1395 |
| تعداد صفحه |
144 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
ده سال از عمرم در ترس و وحشت گذشت. از چهار تا چهارده سالگی شروعش در اواخر دهه ی 1940 بود، همان موقع که من و بابا و مامان و برادر بزرگم،روبرتو دهکده کوچک و بی آب و علف آل رانچو بلانکو را در چند کیلومتری شمال گوئادالا خارا، خالیسکو، مکزیکو ترک کردیم و با این امید که از فقر و فلاکت نجات پیدا کنیم. راهی کالیفرنیا شدیم. یادم هست چقدر از این سر ذوق کرده بودم. با قطار درجه دو از گوئادالو خارا به سمت شمال و به مخیکالی رفتیم دوروز و دو شب در راه بودیم. وقتی به مرز آمریکا و مکزیک رسیدیم، بابا به مهاجرت ما را نبینند در تاریکی شب سوراخی زیر حصار سیم خاردار ایجاد کردیم و عین مار روی زمین خزیدیم و به آن طرف رفتیم.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.