| وزن | 150 گرم |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم |
مونا توحیدی |
| ناشر | |
| موضوع |
داستان اجتماعی کودک |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
ششم |
| سال انتشار |
1397 |
| تعداد صفحه |
148 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
راستش را بخواهید اسم من واقعا پنی قشقرق نیست. «پنلوپه جونز» است! لقب «قشقرق» را بابایم گذاشته روی من. به نظر خودم كه اصلا هم قشقرق نیستم. فقط بعضیوقتها ایدههای درخشان منحصربهفردم فاجعه به بار میآورند. مثلا من اصلا نمیخواستم بابا مجبور شود وقتی یك گلدان پلاستیكی روی كلهاش است به جلسه حیاتیشان برود. فقط میخواستم یك كلاه مخبازكن اختراع كنم. از كجا باید میدانستم جوشهای آبله مرغانی به درد زنگ «ببین و بگو» نمیخورد. واقعا هم خبر نداشتم آدم با لباس مبدل و به شكل گربه آبی نمیتواند به كلاس ژیمناستیك برود، چون یك ویروسپخشكن خطرناك میشود.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.