| وزن | 175 گرم |
|---|---|
| ابعاد | 13 × 19 × 1 سانتیمتر |
| نویسنده | |
| ناشر | |
| موضوع |
رمان | رمان و داستان ایرانی |
| قطع کتاب |
رقعی |
| نوبت چاپ |
اول |
| سال انتشار |
1399 |
| تعداد صفحه |
220 |
| جلد کتاب |
شومیز |
| زبان کتاب |
فارسی |
حمل رایگان سفارشات بالای 2,000,000 تومان
پرداخت با کارت های شتاب
تصمین اصل بودن کالا
09910420256
ضمانت تا حداکثر ۷ روز
یکی بود، سه تا نبود، روایتی است خلاقانه و جذاب از سه شخص با نام های منصور، مینو و شاهد.
مهدی کفاش، در این اثر خود، مخاطب را به دنیای خیال و واقعیت می کشاند، این مرز چنان به هم نزدیک می شود که مخاطب مرزی میان واقعیت و خیال نمی تواند پیدا کند.
مخاطب خود را در جای جای اثر، به جای شخصیت های اصلی داستان قرار می دهد. به نحوی که گویی خود در هر لحظه از اثر در حال تصمیم گیری و به دنبال پرسش های خود است.
این روایت به ماجرای جذاب سه نفر در رابطه با نفر چهارم می پردازد.
از متن کتاب :
می رود کنار درخت و دستش را آرام روی تنه درخت انار می کشد و بعد لبخند می زند: «به هیچ جا بر نمی خورد»
با دست آرام روی تنه درخت می زند: «باور میکنی دختر، هیچ اتفاقی نمی افتد. فقط این درخت، خودش را مسخره می کند و به خودش سخت می گیرد. همین! دنیا همین است. به همین سادگی. من و تو با لج بازی می خواهیم سختش کنیم، که چه بشود؟»
مانده ام و همین طور به حرف های پیرزن و درخت انار باغچه فکر می کنم. صدای پیرزن من را به خود می آورد: «نترس. فعلا این درخت از این غلط ها نمیکند. یک بار کرد. گفتم عاقبت ندارد. گوش نداد. هنوز زیر همان یک دانه سیبی که به زور داد مانده است.»
با دست، سیب را نشانم می دهد. تعجب نمی کنم. از حیاط خانه بیرون می آیم و پیرزن را با آفتابه مسی و درخت انار لج بازش تنها می گذارم
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.